به نام او ...








میلاد با سعادت سرور وسالار شهیدان حسین بن علی (ع) و حضرت ابوالفضل العباس (ع) باب الحوائج و زین العابدین امام سجاد (ع) را به ساحت مقدس امام زمان (عج) و امت خداجوی و تمام


همسپاهی ها تبریک و تهنیت عرض می نمایم 











قال رسول الله (ص) :
« اِنَّ لِقَتلِ الحُسَینِ (ع) حَرارَةً فی قُلُوبِ المؤمِنینَ لا تَبرِدُ اَبداً »
« برای شهادت حسین (ع) حرارت و گرمایی در دلهای مومنان است که هرگز سرد و خاموش نمی شود »

این حسین کیست ؟
این حسین کیست که نهضت او جاویدان گشت ؟
این حسین کیست که پس از گذشت قرن ها ، مردم از جوش خون او به جوش می آیند ؟
این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست ؟
این حسین کیست که مکتب او سازنده و انسان ساز بود ؟
این حسین کیست که نام عظیمش پیوسته بر سر زبان هاست ؟
این حسین کیست که تمامی فضایل اخلاقی در وجود او جمع بود ؟
این حسین کیست که کشتی نژاد و چراغ هدایت است ؟
این حسین کیست که سرزمین کربلا را تجلّیگاه فضایل اخلاقی ، رحمت ، عشق ، معرفت ، تقوا و شهادت قرار داد ؟
این حسین کیست که هم وجود مبارکش و هم نهضت عظیمش و هم شهادت جگرسوزش به صورت یک معجزه در طول تاریخ ثبت گردید ؟
این حسین کیست که در مقابل ظلم سکوت نکرد ؟
این حسین کیست که راه شهادت را برگزید ؟
این حسین کیست که در برابر رذایل اخلاقی ایستاد ؟
این حسین کیست که قیامش برای احیای امر به معروف و نهی از منکر بود ؟
این حسین کیست که جمله ی کاینات در مصیبت او گریستند ؟
این حسین کیست که گریه بر مصیبت او بیمه کننده ی انسان است ؟
این حسین کیست که مزار پاکش شفا خانه ی اهل دل است ؟
این حسین کیست که عشق به او بیمه کننده ی دنیا و آخرت است ؟
این حسین کیست که در راه احیای دین ، جان و فرزندانش را تقدیم کرد ؟
این حسین کیست که جدّش پیامبر خدا (ص) در شأن او فرمود : ((حسین از من است و من از حسینم .))
این حسین است !
این حسین است که خدایش لقب ((نفس مطمئنه)) را به او داد.
این حسین است که تربتش شفاء است .
این حسین است که شهید امر به معروف و نهی از منکر گردید .
این حسین است که شهادت را به عالیترین درجه ی ارتقاء داد .
این حسین است که کلامش قاطع و جذاب و تأثیر گذار است .
این حسین است که مرگ با عزت را به زندگی ذلت بار ترجیح داد .
این حسین است که برای همیشه تاریخ ، درس آزادی خواهی و کرامت نفس را به بشر آموخت .
این حسین است که گریه بر او چشم و دل را جلا می بخشد .
این حسین است که تاریخ بشر را با خون خود گلگون ساخت .
این حسین است که یکه و تنها در برابر سی هزار نفر از لشگر دشمن ایستاد و سر تسلیم فرود نیاورد .
این حسین است که فرزندانش را در برابر دیدگانش قطعه قطعه کردند ؛ اما باز هم تسلیم نشد .
این حسین است که در راه دوست ، از همه چیز مال و جان و فرزند کذشت .
این حسین است که در برابرش طفل شش ماهه اش را با تیر سه شعبه پرپر نمودند اما باز هم شاکر و صابر بود.
این حسین است که خون او بر شمشیر دشمنان غلبه کرد .

فضایل امام حسین (ع)
۱- آمدن نام امام حسین (ع) از آسمان
شیخ طوسی و راویان دیگر با سند های معتبر از امام رضا (ع) روایت کرده اند که هنگامی که امام حسین (ع) به دنیا آمد ، پیامبر (ص) به ((اسماء بنت عمیس)) فرمودند : ای اسماء ! فرزندم را بیاور ! اسماء می گوید: امامحسین (ع) را در پارچه ی سفیدی پیچیده و نزد پیامبر بردند ، پیامبر او را گرفته و در دامان خود نهاد ، در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه را گفت ، در این هنگام جبرئیل (ع) نازل شدوخطاب به پیامبر(ص) گفت : خدای تعالی بر تو سلام رسانده و می فرماید :
از آنجا که علی نسبت به تو به منزله ی هارون است برای موسی ، پس نام این فرزند را ((شبیر)) بگذار ، که این نام پسر کوچک هارون بود ؛ اما چون زبان تو عربی است او را حسین نام بنه !
۲- مسابقه ی حسن و حسین (ع) در خطاطی
روایت شده که : حسن و حسین (ع) در کودکی مشغول نوشتن بودند ، حسن به حسین (ع) گفت : خط من از خط تو زیباتر است ، حسین (ع) گفت : نه ، خط من از خط تو زیباتر است .
آنگاه به فاطمه (ع) عرض کردند : (( مادر : میان ما داوری کن )) ، فاطمه (ع) که دوست نداشت هیچ یک از آنها را آزرده کند فرمود : از پدر خود بپرسید . از علی (*ع) پرسیدند ، او هم که دوست نداشت هیچ یک را ناراحت کند فرمود : از جد خود رسول خدا (ص) بپرسید . پیامبر (ص) فرمود : من میان شما داوری نمی کنم تا از جبرئیل بپرسم ، چون جبرئیل آمد گفت : من میان آنان داوری نمی کنم ، اسرافیل داوری کند ، اسرافیل گفت : من هم میان آنان داوری نمی کنم اما از خدا درخواست می کنم که میانشان داوری فرماید ، پس از خدای متعال درخواست داوری کرد ، خدای متعال فرمود : من داوری نمی کنم ولی مادرشان فاطمه داوری کند .
فاطمه (ع) عرض کرد : پروردگارا ! اکنون میان آنان داوری می کنم ، او گردنبندی از جواهر داشت به فرزندان خود حسن (ع) و حسین (ع) گفت : من جواهر این گردنبند را میان شما پخش می کنم هر که بیشتر آن را برداشت خط آن زیباتر است ، پس آن را پخش نمود ، در این هنگام جبرئیل در بلندای عرش الهی بود خدا به او فرمان داد که فرود آید و جواهر را میان آنان یکسان تقسیم کند تا هیچ یک ناراحت نشوند . جبرئیل هم فرمان برده چنین کرد . این به خاطر تکریم و بزرگداشت آنان بود .
۳- احترام پیامبر به امام حسین (ع)
گاه پیامبر بر فراز منبر مشغول سخنرانی بود که امام حسین (ع) به سویش می آمد و او در همان حال ، سخن خویش را رها و از منبر فرود می آمد و از او استقبال می کرد و بر کتف خویش می نهاد و می آورد ، آنگاه در کنار یا در دامان خویش جای می داد .
شگفت آورتر از این ، گاه اتفاق می افتاد که او در حال سخن بود که امام حسین (ع) می آمد و آن حضرت از منبر فرود می آمد و او را استقبال می کرد و آنگاه دلیل کار خویش را شدّت عشق و علاقه به کودک گرانقدر خویش ، عنوان می ساخت ، همانگونه که در روایتی آمده است که فرمود :
(( به خدایی که جانم در قبضه ی قدرت اوست با دیدن حسین (ع) متوجه نشدم که چگونه از منبر فرود آمدم. ))
۴- پوشاک از بهشت
خداوند حسن و حسین (ع) را در مرد لباس و پوشاک نیز مورد عنایت خاص خویش قرار داد و بارها از لباس های زیبای بهشت در رنگ های ویژه ، به آنان هدیه داد ، که سِرّ تفاوت رنگ لباس آنان نیز مشهور است .
همسر پیامبر (ص) ام سلمه می گوید :
پیامبر را دیدم که لباس مخصوصی که در دنیا نظیرش را ندیدم ،بر اندام حسین (ع) می پوشاند ، در مورد آن سؤال کردم که فرمود :
(( این هدیه خدا به حسین است و من آن را براندامش می پوشانم ، از ویژگی های آن این است که تار و پودش از کرک بال جبرئیل است . ))
و نیز خداوند به دست فرشتگان بر بدن به خون خفته و عریانش که بر خاک افتاده بود از لباس های بهشتی پوشانید .

کدام یک از فضیلت های بالا بیشتر توجه ی شما را جلب کرد ؟؟؟



نوشته شده به قلم محب المهدی در چهارشنبه 24 مرداد1386