تبليغاتX
ღ.•**•. عشاق المهدی عج .•**•.ღ
ღ.•**•. عشاق المهدی عج .•**•.ღ
keramat-mahdi.blogfa.com
صفحه نخست
ايميل مدير
ღ.•**•. عشاق المهدی عج .•**•.ღ


(۵)

 

 دعا برای فرزندار شدن

مرد می گوید :

«شانزده سال بود که ازدواج کرده بودم ، ولی صاحب فرزند نمی شدم . مراجعه به دکترهای متخصص و مصرف داروهای متنوع ، نتیجه ای نداد . پزشکان بر این عقیده بودند که من و همسرم سالم هستیم ، اما علت بچه دار نشدن ما را تشخیص نمی دادند.

خلاصه ، از همه جا نا امید شده و زندگی ما در سرازیری سقوط بود. روزی یکی از دوستان به من گفت : کمتر به دکتر مراجعه کن ! برو خدمت آقا امام زمان (عج) و از حضرت خواسته ات را طلب کن !

دل شکسته و امیدوار به مسجد جمکران مشرف شدم و بعد از خواندن نماز ، متوسل شدم. چند روزی نگذشت که حضرت واسطه فیض شده و خداوند هم یک فرزند پسر به من عنایت نمود که الحمدلله سالم است و حالش هم خوب هست.

کتاب کرامات حضرت مهدی، انتشارات مسجد مقدس جمکران


*******اللهم صل علی محمد و آل محمد*******

*******اللهم صل علی محمد و آل محمد*******

 

اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده به قلم محب المهدی در پنجشنبه 24 مرداد1387
لينك مطلب

(۴)

شفای مسموم در حال مرگ

جوانی می گوید :

(( به دلیل مسمومیت، چند روزی در بیمارستان نمازی شیراز بیهوش بودم . پزشکان از مداوای من قطع امید کرده بودند. برادرم که در آن لحظات کنار تخت من بود، می گفت: دیدم که خط صافی روی صفحه ای که نوار قلب را نشان می داد، ظاهر شد.

او گریه می کند و خود را روی من می اندازد. دکتر ها او را از اتاق بیرون می برند و دستگاه ها را از بدن من جمع می کنند. آنها می خواستند جنازه ام را تحویل دهند که ناگهان آثار حیات در من ظاهر می شود : قلبم شروع به کار می کند و فشار خون از سه ۳ به ۱۰ می رسد. پزشکان سریعاً مرا برای دیالیز و تصفیه ی خون به بیمارستان سعدی و صحرایی می برند . عقیده ی پزشکان بر این بود که اگر دیالیز هم می شدم ، باز هم معلوم نبود که زنده بمانم ، اما من زنده شدم.

 عمه ام که زن مؤمن و با تقوایی است و همیشه ائمه ی معصومین (ع) را در خواب می بیند و  ۷۹ سال هم سن دارد، موقعی که حال من خیلی بد بود و خبر مردن مرا برایش برده بودن، همان شب در خواب امام زمان (ع) را می بیند که حضرت فرموده بودند : نترسید و ناراحت نباشید که ما شفای جوان شما را از خدا خواسته ایم. خدا جوان شما را شفا خواهد داد . عمه ام از خواب بیدار می شود و بوی عطر آقا را استشمام می کند و به افراد فامیل خبر شفای مرا می دهد. ابتدا همه او را مسخره می کنند، ولی بالا خره معجزه به وقوع می پیوندد من نیز بعد از این معجزه برای قدر دانی به مسجد جمکران مشرف شدم.))

کتاب کرامات حضرت مهدی، انتشارات مسجد مقدس جمکران


 

 اللهم صل علی محمد و آل محمد

 

نوشته شده به قلم محب المهدی در چهارشنبه 21 شهریور1386

 

(۳)

شفای مفلوج و سفارش به دعای فرج

 

یکی از خدمه ی جمکران می گوید :

((یک روز قبل از عاشورای حسینی در مسجد مقدس جمکران مشغول قدم زدن بودم . مسجد بسیار خلوت بود . ناگهان متوجه ی مردی شدم که بسیار هیجان زده بود و به هر یک از خدّام که می رسید ، آنها را بغل می کرد و می بوسید . جلو رفتم تا جریان را جویا شوم ، امّا همین که به او رسیدم مرا نیز در آغوش کشید ؛ می بوسید و اشک می ریخت . وقتی جریان را از او پرسیدم ، گفت :

چند وقت قبل با اتومبیل تصادف کردم و فلج شدم . پاهایم از کار افتاد . هر شب به خدا و ائمه ی معصومین متوسل می شدم . امروز همراه خانواده ام به مسجد آمدم از ظهر به بعد حال خوشی داشتم و به آقا امام زمان (عج) متوسل بودم و از ایشان تقاضای شفا می کردم . نیم ساعت پیش، ناگهان متوجه شدم که مسجد ، نوری عجیب و بوی خوشی دارد . به اطراف نگاه کردم و دیدم که مولا امیر المؤمنین ، امام حسین ، قمر بنی هاشم و امام زمان (ع) در مسجد حضور دارند .

با دیدن آنها دست و پای خود را گم کردم . و نمی دانستم چه کنم که امام زمان (ع) به من نگاه کرد و همان لحظه لطف ایشان شامل حالم شد و به من فرمود : شما خوب شدید ! بروید و به دیگران بگویید که برای فرج من دعا کنند که ظهور انشاء الله نزدیک است. بعد ادامه داد : امشب عزاداری خوب و مفصلی در اینجا برقرار می شود که ما هم حضور داریم.))

 

خادم می گوید :

(( مرد شفا گرفته یک انگشتری طلا به دفتر داد و با خوشحالی رفت . مسجد خلوت بود . آخر شب ، هیأتی از تبریز به جمکران آمد و به عزاداری و نوحه خوانی پرداختند . مجلس بسیار باحال و سوزناک بود. من همان لحظه به یاد حرف آن مرد افتادم. )) 

 

کتاب کرامات حضرت مهدی (عج) ، انتشارات مسجد مقدس جمکران


*******اللهم صل علی محمد و آل محمد*******

*******اللهم صل علی محمد و آل محمد*******

*******اللهم صل علی محمد و آل محمد*******

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

نوشته شده به قلم محب المهدی در یکشنبه 21 مرداد1386

(۲)

شفای سرطانی

 

پیر مرد می گوید :

« بیماری من از یک سرماخوردگی ساده شروع شد ؛ کمتر از ۲۵ روز به قدری حالم بد شد که در بیمارستان شهید مصطفی خمینی بستری شدم. نمی توانستم غذا بخورم و پزشکان مرا به وسیله ی سرم و دارو زنده نگه داشته بودند.

روزی یکی از فامیل ها به عیادتم آمد. او وقتی رفت ، دیدم که سیدی بزرگوار وارد اتاق ما شد . اتاق سه تخته بود. آقا روبروی تخت من ایستاد و فرمود : چرا خوابیده اید ؟

گفتم بیمار هستم. قبلا مریض نبوده ام . چند روزی است که اینطور شده ام . آقا فرمود فردا بیا جمکران!صبح ، وقتی دکتر برای معاینه آمد ، گفتم : نمی خواهم معاینه ام کنید ! گفت : مسؤلیت دارد .

گفتم : خودم به عهده می گیرم .

اگر بمیرم خودم مسؤل خواهم بود، ولی من خوب شده ام . امام زمان (ع) مرا شفا داد . دکتر خندید و به شوخی گفت : امام زمان که در چاه است .

پرستار خواست سرم مرا وصل کند که نگذاشتم . وقتی خانواده ام به دیدنم آمدند ، گفتم : مرا حمام ببرید تا آماده ی رفتن به مسجد جمکران شوم ! قربانی ای تهییه کردم و به مسجد مشرف شدم.

در بین راه مرتب توی سَرم می زدم و آقا امامزمان را صدا می زدم و از عنایت آن حضرت سپاسگزاری می نمودم.

با اینکه مدتی بود که گویی یک تکه سنگ در شکم داشتم و میل به غذا نداشتم ، اما اشتهایم خوب شده و انگار سنگ از بین رفته بود . البته هنوز کمی در غذا خوردن مشکل دارم که امیدوارم امام زمان(ع) شفایم دهد »

(کتاب کرامات حضرت مهدی ، انتشارات مسجد مقدس جمکران)

نوشته شده به قلم محب المهدی در دوشنبه 15 مرداد1386

(۱)

شفای پسر بچه ی فلج

 

یکی از اعضای هیئت امنای مسجد مقدس جمکران ، که بیش از بیست سال است که توفیق خدمت به این مسجد رادارد ، چنین نقل می کند :

«دقیقاً خاطرم نیست که سال ۵۱ بود یا ۵۲ .شب جمعه ای بود و من طبق معمول به مسجد مشرف شده بودم . جلوی ایوان مسجد قدیمی ، کنار مرحوم حاج ابوالقاسم - کارمند مسجد که داخل دکه مخصوص جمع آوری هدایا بود - نشسته بودم . نماز مغرب و عشا تمام شده بود و جمعیت کم و بیش مشرف می شدند.ناگهان خانمی جلو آمد در حالی که دست دختر ۱۲ ساله اش را گرفته بود و پسر بچه ی ۹ ساله ای را هم در بغل داشت . نگاهی کردم و گفتم : بفرمایید! امری داشتید ؟

زن سلام کرد و بدون هیچ مقدمه ای گفت : من نذر کرده ام که اگر امام زمان (ع) امشب بچه ام را شفا دهد ، پنج هزار تومان بدهم . حالا اول می خواهم هزار تومان بدهم .

پرسیدم آمده ای که امتحان کنی ؟

گفت : پس چه کنم ؟

بلا فاصله گفتم : نقدی معامله کن ، با قاطعیت بگو این پنج هزار تومان را می دهم و شفای بچه ام را می خواهم !

کمی فکر کرد و گفت : خیلی خوب ، قبوله . و بعد پنج هزار تومان را داد ؛ قبض را گرفت و رفت .

آخر شب بود و من قضیه را به کلی فراموش کرده بودم . خانمی را دیدم که دست پسر بچه و دخترش را گرفته بود و به طرف دکه می آمد . به نظرم رسید که قبلا دختر بچه را دیده ام ، ولی چیزی یادم نیامد . زن شروع به دعا کردن نمود و تکرار می کرد و می گفت : حاج آقا ! خدا به شما طول عمر بدهد ! خدا انشا الله به شما توفیق بدهد !

پرسیدم چی شده خانم ؟

گفت : این بپه همان بچه ای است که وقتی اول شب خدمتتان آمدم بغلم بود . و بعد پاهای کودک را نشان داد . کاملاً خوب شده بود و آثاری از ضعف یا فلج در پسر ک نبود .

زن سفارش کرد که شما را به خدا کسی نفهمد . گفتم : خانم ! این اتفاقات برای ما غیر منتظره نیست . تقریباً همیشه از این جور معجزه ها می بینیم .

گفت : هفته ی دیگر انشا الله با پدرش می آییم و گوسفندی هم می آوریم . هفته ی بعد که آمدند ، گوسفندی را ذبح کردند و خیلی اظهار تشکر نمودند . بچه را که دیدم ، او را بغل کردم و بوسیدم.

(کتاب کرامات حضرت مهدی ،  انتشارات مسجد مقدس جمکران)

نوشته شده به قلم محب المهدی در سه شنبه 9 مرداد1386


  • منوي سایت
  • صفحه نخست
  • پست الکترونيک
  • خانگي سازي
  • ذخيره كردن صفحه
  • اضافه به علاقه منديها

  • دلنوشته
  • مولا ، يا صاحب الزمان
    با يادت آرام مي گيرم،نمازت را سحرگاهان در آرامش و سكوت مي خوانم،با ذكر دعاها و زيارتت زنده مي شوم و با شنيدن نام زيبايت مي گريم.هفته ام را به اميد جمعه ات آغاز مي كنم،صبح هاي جمعه به اميد ديدارت از خواب برميخيزم و بعد از ظهرها در غم نيامدنت با آسمان شريك مي شوم.
    آدميان انتظار مي كشند،انتظار دوست،انتظار ديدار مجدد،اما انتظار كسي كه چيزي جز خوبي و عظمت و زيبايي و كمال از او نشنيده اي شيرين ترين انتظار است.
    پس مولاي من منتظرانت را بيش از اين چشم انتظار آمدنت نگذار،بيا دل هاي بي قرار آنان را تسكين ده،بيا حكومت عدل الهي را گسترش ده،بيا كفر و سياهي و ظلمت را ريشه كن نما.
    چشمانم را به تقويم جمعه ي اين هفته ميدوزم و از معبودم مي خواهم كه انتظار ما منتظران را پايان دهد.
    به اميد خدا،قرار ما اين جمعه، مولا يا صاحب الزمان.

  • مهدوییون

  • ღ..•*•.ضریح.•*•..ღ
    ღ.•*•.محرم دل.•*•.ღ
    ღ.•*•.آداب انتظار.•*•.ღ
    ღ.•*•.منتظر ظهور.•*•.ღ
    ღ.•*•.عشق جاوید.•*•.ღ
    ღ.•*•.پایگاه المهدی.•*•.ღ
    ღ.•*•.امام زمان (عج)•*•.ღ
    ღ.•*•.یاران حسین (ع).•*•.ღ
    ღ•*•بوی بهار خواهد آمد•*•ღ
    ღ.•*•محبان مهدی (عج)•*•.ღ
    ღ•*ماه بني هاشم عباس*•ღ
    ღ•*•یا حسین مظلوم (ع)•*•ღ
    ღ•*•پیام امام حسین (ع)•*•ღ
    ღ*دنیا بی مهدی صفا نداره*ღ
    ღ*•سلطان عشق حسین•*ღ
    ღ.*.ستاره زد... سلام کن.*.ღ
    ღ.•*•یه خلوت شلوغ...•*•.ღ
    ღ.•*•زده ام فالی و...•*•.ღ
    ღ.•*•.در اوج تنهایی .•*•ღ
    ღ.•*•.رد پای ایمان.•*•.ღ
    ღ.•*• . شلمچه .•*•.ღ
    ღ.•*•.نور مبین.•*•.ღ
    ღ.•*•.رامسر.•*•.ღ
    ღ.•*•عاشقان وصال•*•.ღ
    ღ.•*•تا جمعه ي ظهور•*•.ღ
    ღ.•*•. دلتنگ کربلا .•*•.ღ
    ღ.•*•.لا اله الا الله.•*•.ღ
    ღ.•*•.پرستار کودکان•*•.ღ
    ღ•*عاشق علی اکبر (ع)*•ღ
    ღيا قائم المنتظر المهدى عج ღ
    ღ•*بسم رب المامنا خامنه*•ღ
    ღ.•*•. خیمه گـاه .•*•.ღ
    ღ.•*•. مهــــــتاب •*•.ღ
    ღ.•*•. عطر نرگــــس .•*•.ღ
    ღ*جهنم سرد من(ضددنیا)*ღ
    ღ*اَلسلامُ علیـک یا اَبا صالِحَ*ღ
    ღ*دل نوشته دو دختر شهید*ღ
    ღعاشقان یوسف فاطـمه(س)ღ
    ღالسلام علیک یا اباالفضــل ع ღ
    ღ.•*•.امیــــــد انتظار من.•*•.ღ
    ღ•*هیئت سائلین زهـرا(س)*•ღ
    ღ.•*•.یا عشق ادرکنی .•*•.ღ
    ღ.•*•.عطر نــــــــــماز •*•.ღ
    ღ.•*•.انتظاری سبز.•*•.ღ
    ღ.•*•روزگار رهايي•*•ღ
    ღ.•*•ترنم انتظار•*•ღ
    ღ.•*شهر فرنگ*•ღ
    ღ•*یه منتظر اما...*•ღ
    ღ•*کانون یاوران مهدی*•ღ
    ღ*مرکز شهید آوینی*ღ
    ღ.•*•.در انتظار مهدی.•*•.ღ
    ღ.•*•. عطش .•*•.ღ
    ღ•*•.عاشقان مهدی.•*•ღ
    ღ*حضرت رقیه سلام ا..علیهاღ
    ღ.•*•مهدی فاطمه(عج)•*•.ღ
    ღ.•*• حضور عشق •*•.ღ
    ღ.•*• مـثل خدا •*•.ღ
    ღ•*•يوسف گمگشته•*•.ღ
    ღ•*•.عاشــقان مهــدی.•*•.ღ
    ღ•*•. ذاکـــــر ولایت 110 .•*•.ღ
    ღ•*گل نرگس مهدي فاطمه*•ღ
    ღ•*•. با تو مـــي گويم .•*•.ღ
    ღ•*•. مهدی فاطمه .•*•.ღ
    ღ•*•يگانه زهرا بهشتي•*•.ღ
    ღ•*• هشتمين پـــــــــناه •*•.ღ
    ღ*دل نوشته ای با اهـل دل*ღ
    ღ*هیئت عشاق المهدی عج*ღ
    ღ•*دل نوشته ای با اهل دل*•ღ
    ღ•*بسـم الله الرحمن الرحیم*•ღ
    ღ•* فقط برای تو مهــدی جان*•ღ
    ღ• بسم رب الشـــــهدا و صديقينღ
    ღ•*• کـدهای جـــــــــــــــــــاوا •*•.ღ
    ღ•*• هزاران بوسه بر فلســطین •*•.ღ
  • نويسندگان
  • جستجو
  • :جستجو در گوگل
    :جستجو در همين صفحه

  • حدیث روز
  • وب نوا
  • لوگوی وبلاگ
  • عشاق المهدي عج
  • آمار سايت
  • »افراد آنلاين: 2
    »تعداد بازديدها: 485904
    »کاربر: Admin


    Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

    Add to Technorati

    کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

    All Rights Reserved 2008-2010 © by keramat-mahdi.blogfa.com

    Design This Web By mohammad @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM